الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
39
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
و اهمال تعلم قبيح است . يعنى ناملائم است بخاطر مفاسدى كه دارد . و هكذا در عدالت و ظلم مىگوئيم عدالت حسن است يعنى داراى مصلحت عامه است و آن مصلحت حفظ نظام اجتماعى و بالنتيجه ادامه حيات نسل بشر و بقاء آنها است و ظلم قبيح است يعنى داراى مفسده عامه است كه موجب هرج و مرج و اختلال نظام و بههمخوردن زندگى بشر و تباهى آنها مىگردد . كه در تمام اينها اكثريت و نوع ملاك است كمال نوعى - نقص نوعى - ملائمت و مصلحت داشتن براى نوع - مفسده داشتن براى نوع . حال بحث ما با اشاعره در همين قسم است . ما مىگوئيم عقلاء بما هم عقلاء بدنبال ادراك عقل نظرى حكم مىكنند به بايسته و نبايسته بودن و مدح و ذم . ولى اشاعره قبول ندارند . حال نام اين احكام عقليهاى كه عقلاء بما هم عقلاء حكم مىكنند چيست ؟ مىفرمايد : نام اين قضايا : مشهورات صرفه - آراء محموده - تأديبات صلاحيه و يا محمودات است . و يكى از اقسام ششگانه مشهورات است و در مقابل ضروريات هستند . چون ضروريات داخل در يقينيات است و يقينيات قسم مستقلى از مبادى هشتگانه قياس است كه خود منقسم مىشود به بديهى و نظرى . و بديهيات آن شش قسمند : 1 - اوليات 2 - مشاهدات 3 - حدسيات 4 - فطريات 5 - تجربيات 6 - متواترات . پس مشهورات مورد بحث ما با ضروريات كاملا مقابل هم بوده و بينهما سه فرق هست كه در امر ششم اين سلسله مباحث خواهد آمد . و الآن فقط اشارهاى مىكنيم به اينكه اشاعره بين اين دو فرق نگذاشتهاند . و لذا دچار اشتباه فاحشى گشتهاند . پس كاملا روشن شد كه بحث ما در قضاياى مشهورهاى است كه تطابقت عليها آراء العقلاء بما هم عقلاء و اينگونه قضايا واقعيت خارجى و مابازاء خارجى ندارند بلكه يك سلسله امور اعتباريهاى هستند كه تابع ادراك و اعتبار عقلاء مىباشند و معناى اينكه عدالت حسن است ، يعنى فاعل آن عند العقلاء ممدوح است و ظلم قبيح است يعنى فاعل آن مذموم است . يكفينا شاهدا : ابن سينا هم در منطق اشارات در رابطه با مشهورات سخنى دارد كه